Orbital

پدر علم شيمي

ابو موسی جابربن حیان (حدود ۷۲۱ - حدود ۸۱۵میلادی) دانشمند و کیمیاگر و
 
 فیلسوف شیعه ایرانی بود. او را «پدر علم شیمی» نامیده‌اند و بسیاری از روش‌ها
 
(مانند تقطیر) و انواع ابزارهای اساسی شیمی مانند قرع و عنبیق را به او نسبت
 
 می‌دهند. با این حال در مورد تاریخ دقیق تولد و مرگ و محل تولد وی اختلاف نظر
 
 وجود دارد. بسیاری او را ایرانی و برخی نیز او را عرب می‌دانند. با این همه به اتفاق
 
پژوهشگران بر این باورند که زادگاه او شهر توس در خراسان ایران بوده‌استتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

 

  

 

 

 



زندگي
 
 
ابو موسی، جابر بن حیان، کیمیاگر برجستهٔ شیعه، در سال صد ه.ش به قولی در
 
شهر توس از توابع خراسان دیده به جهان گشود. مدت کوتاهی پس از تولدش، پدر او
 
که یک دارو ساز شناخته شده و پیرو مذهب شیعه بود، به دلیل نقشی که در بر
 
 
 
اندازی حکومت اموی داشت، دستگیر شد و به قتل رسید. جابر به نوشته‌های باقی
 
 مانده از پدرش علاقه مند شد و به ادامهٔ حرفهٔ او پرداخت. او با شوق و علاقه به
 
یادگیری علوم دیگر نیز می‌پرداخت. همین، سبب هجرت او از ایران به عراق شد.گر
 
چه بعضیها گفته ا‌ند که جابر در محضر امام ششم شیعان علم آموزی کرده است اما
 
تحقیقات نشان داده است که این امر غیر ممکن بوده است.[۱۴] کتاب‌ها و رسالات
 
متعدد جابر، سال‌ها بعد از او، توجه کیمیاگران اروپایی را به خود جلب کرد. آن‌ها این
 
 کتاب‌ها را به زبان لاتین ترجمه کردند و سال‌ها از آن به عنوان منبع معتبری استفاده
 
 می‌کردند. به گفتهٔ آن‌ها، این کتاب‌ها تاثیر عمیقی بر تغییر و تصحیح دیدگاه
 
کیمیاگران غربی گذاشته‌است. عاقبت، جابر بن حیان، در سال صد و نود و چهار ه.ش
 
 (۸۱۵ میلادی) در شهر کوفهٔ عراق چشم از جهان فروبست. به اتفاق پژوهشگران بر
 
این باورند که صفت کوفی که در روایات بسیاری به دنبال نام جابر آمده‌است، نشانگر
 
 زادگاه او نیست، بلکه حاکی از آن است که وی مدتی در کوفه
 
اقامت داشته‌استتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

 



 
منزلت جابر در علم شيمي
 
 
جابر نخستین شیمیدان ایرانی است. وی اولین کسی است که به علم شیمی
 
شهرت و آوازه بخشید و بی‌تردید نخستین مسلمانی است که شایستگی کسب
 
عنوان شیمیدان را دارد. بعضی عقیده بر این دارند که وی عرب بوده اما اینطور
 
نبوده‌است. ظاهراً همین بلندی مقام، پرآوازگی و دانش عظیم او موجب شده‌است
 
که بعضی او را مورد قدردانی و ستایش و بعضی دیگر مورد حسادت و کینه‌توزی خود
 
قراردهند.

اكسير و عقيده ي جابر درباره ي آن
 
 
عقیده براین بود همچنان که طبیعت می‌تواند اشیا را به یکدیگر تبدیل کند، مانند تبدیل
 
 خاک و آب به گیاه و تبدیل گیاه به موم و عسل به‌وسیله زنبور عسل و تبدیل قلع به
 
 نقره در زیر زمین و … کیمیاگر نیز می‌تواند با تقلید از طبیعت و استفاده از تجربه‌ها و
 
آزمایشها همان کار طبیعت را در مدت زمانی کوتاهتر انجام دهد. اما کیمیاگر برای
 
 اینکه بتواند یک شیء را به شیء دیگر تبدیل کند، به‌وسیله‌ای نیازمند است که
 
اصطلاحا آن را اکسیر می‌نامند.

اکسیر در علم کیمیا، به منزله دارو در علم پزشکی است. جابر اکسیر را که از آن در
 
کارهای کیمیایی خود استفاده می‌کرد، ازانواع موجودات سه گانه (فلزات، حیوانات و
 
 گیاهان) به دست می‌آورد. او خود، در این زمینه می‌گوید: هفت نوع اکسیر وجود
 
دارد:
  • اکسیر فلزی: اکسیر بدست آمده از فلزات.
  • اکسیر حیوانی: اکسیر بدست آمده از حیوانات.
  • اکسیر گیاهی: اکسیر بدست آمده از گیاهان.
  •  
  • اکسیر حیوانی - گیاهی: اکسیر بدست آمده ازامتزاج مواد حیوانی و گیاهی.
  • اکسیر فلزی - گیاهی: اکسیر بدست آمده از امتزاج موادفلزی و گیاهی.
  •  
  • اکسیر فلزی - حیوانی: اکسیر بدست آمده از امتزاج مواد فلزی و حیوانی.
  •  
  • اکسیر فلزی - حیوانی - گیاهی: اکسیر بدست آمده از امتزاج مواد فلزی و
  • گیاهی و حیوانی.
عقيده جابر درباره فلزات
 

فلزات اصلی هفت تاست: طلا، نقره، مس، آهن، سرب، جیوه و قلع

این فلزات به تعبیر جابر قانون صنعت را تشکیل می‌دهند. به عبارت دیگر قوانین علم
 
 کیمیا بر این هفت فلز استوار است. با این حال، خود این کانی‌ها از ترکیب دو کانی
 
اساسی، یعنی گوگرد و جیوه بوجود می‌آیند که به نسبتهای مختلف، در دل زمین،
 
باهم ترکیب می‌شوند. بنابراین، تفاوت میان فلزات هفتگانه تنها یک تفاوت عرضی
 
 وجود دارد نه جوهری که محصول تفاوت نسبت ترکیب گوگرد و جیوه در آن است. اما
 
طبیعت هر یک از گوگرد و جیوه تابع دو عامل زمینی و زمانی است. به عبارت دیگر،
 
تفاوت خاک زمینی که این دو کانی در آن بوجود می‌آیند و همچنین تفاوت وضعیت
 
کواکب به هنگام پیدایش آنها موجب می‌شود که طبیعت گوگرد و یا جیوه تفاوت پیدا
 
کند   تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

 

 

 

 

 


تعريف جابر از بعضي از فلزات و تبديل آن ها

 

  • قلع

دارای چهار طبع است. ظاهر آن، سرد و تر و نرم و باطنش گرم و خشک و سخت …

پس هرگاه صفات ظاهر قلع به درون آن برده شود و صفات باطنی آن به بیرون آورده

شود، ظاهرش خشک و در نتیجه قلع به آهن تبدیل می‌شود.

 

  • آهن

از چهار طبع پدید آمده‌است که از میان آنها، دو طبع، یعنی حرارت و خشکی شدید به

 ظاهر آن اختصاص دارد و دو طبع دیگر یعنی برودت و رطوبت به باطن آن. ظاهر آن،

سخت و باطن آن نرم است. ظاهر هیچ جسمی به سختی ظاهر آن نیست. همچنین

 نرمی باطن آن به اندازه سختی ظاهرش است. از میان فلزات جیوه مانند آهن است.

 زیرا ظاهر آن آهن و باطن آن جیوه‌است.

 

  • طلا

ظاهر آن گرم و تر و باطنش سرد و خشک است. پس جمیع اجسام (فلزات) را به این

طبع برگردان. چون طبعی معتدل است.

 

  • زهره(=مس)

گرم و خشک است ولی خشکی آن از خشکی آهن کمتر است زیرا طبع اصلی مس،

 همچون طلا، گرم و تر بوده‌است اما در آمدن خشکی بر آن، آن را فاسد کرده‌است.

لذا با از میان بردن خشکی، مس به طبع اولیه خود برمی‌گردد.

 

  • جیوه

طبع ظاهری آن سرد و تر و نرم و طبع باطنی‌اش گرم و خشک و سخت است. بنابراین

 ظاهر آن، همان جیوه و باطنش آهن است. برای آن که جیوه را به اصل آن یعنی طلا

 برگردانی، ابتدا باید آن را به نقره تبدیل کنی.

 

  • نقره

اصل نخست آن، طلا است ولی با غلبه طبایع برودت و یبوست، طلا به درون منتقل

شده‌است و در نتیجه ظاهر فلز، نقره و باطن آن طلا گردیده‌است. بنابراین اگر

بخواهی آن را به اصلش یعنی طلا برگردانی، برودت آن را به درون انتقال ده، حرارت آن

 آشکار می‌شود. سپس خشکی آن را به درون منتقل کن، در نتیجه، رطوبت آشکار و

نقره تبدیل به طلا می‌شود

دستاورد ها
 

نوآوری انواع گوناگونی از وسایل آزمایشگاهی، از جمله عنبیق به اسم او ثبت

 شده‌است. کشف مواد شیمیایی متعددی همچون هیدرو کلریک اسید، نیتریک

اسید، تیزاب (مخلوطی از دو اسید یاد شده که از جمله اندک موادی است که طلا را

در خود حل می‌کند)، سیتریک اسید (جوهر لیمو) و استیک اسید (جوهر سرکه)،

همچنین معرفی فرایندهای تبلور و تقطیر که هر دو سنگ بنای شیمی امروزی به

شمار می‌آیند، از جمله یافته‌های اوست. او همچنین یافته‌های دیگری دربارهٔ

روش‌های استخراج و خالص سازی طلا، جلوگیری از زنگ زدن آهن، حکاکی روی طلا،

 رنگرزی و نم ناپذیر کردن پارچه‌ها و تجزیهٔ مواد شیمیایی ارائه داد. از جمله

اختراع‌های دیگر او، قلم نوری است. قلمی که جوهر آن در تاریکی نیز نور می‌دهد.

(احتمالاً با استفاده از خاصیت فسفرسانس این اختراع را انجام داده‌است.) در آخر،

بذر دسته بندی امروزی عنصر‌ها به فلز و نافلز را می‌توان در دست نوشته‌های وی

 یافت

 

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

 

 

 

 




منبع : ويكي پديا

 

+ نوشته شده در  شنبه 1389/02/11ساعت 15:29  توسط نگین رضوی  | 

تقطیر و انواع آن

روشهای مختلفی برای جداسازی مواد اجزای سازنده یک محلول وجود دارد که یکی از این

روشها فرایند تقطیرمی‌باشد در روش تقطیر جداکردن اجزاء یک مخلوط ، از روی اختلاف نقطه

 جوش آنها انجام می‌گیرد.

 

  تقطیر درعمل به دو روش زیر انجام می‌گیرد. روش اول شامل تولید بخار از طریق جوشاندن

 یک مخلوط مایع ، سپس میعان بخار ، بدون اینکه هیچ مایعی مجددا به محفظه تقطیر بازگردد

  

در نتیجه هیچ مایع برگشتی وجود ندارد. در روش دوم قسمتی از بخار مایع شده به

 

دستگاه تقطیر باز می‌گردد و به صورتی که این مایع برگشتی در مجاورت بخاری

 که به طرف مبرد می‌رودقرار می‌گیرد. هر کدام از این روشها می‌توانند

 پیوسته یا ناپیوسته باشند 

 

 انواع تقطیر

  

 

تقطیر ساده غیر مداوم : در این روش تقطیر ، مخلوط حرارت داده می‌شود

تا بحال جوش درآید بخارهایی که تشکیل می‌شود غنی از جزء سبک مخلوط می‌باشد

پس از عبور از کندانسورها (میعان کننده ها) تبدیل به مایع شده

 ، از سیستم تقطیر خارج می‌گردد. به تدریج که غلظت جزء سنگین مخلوط در مایع باقی مانده

 زیاد می‌شود، نقطه جوش آن بتدریج بالا می‌رود. به این ترتیب ، هر لحظه از عمل تقطیر ،

 ترکیب فاز بخار حاصل و مایع باقی مانده تغییر می‌کند

 تقطیر ساده مداوم : در این روش ، مخلوط اولیه (خوراک دستگاه) بطور مداوم با مقدار ثابت در

 واحد زمان ، درگرم کننده گرم می‌شود تا مقداری از آن بصورت بخار درآید، و به محض ورود در

 ستون تقطیر ، جزء سبک مخلوط بخار از جزء سنگین جدا می شود و از بالای ستون تقطیر

خارج می‌گردد و بعد از عبور از کندانسورها ، به

صورت مایع در می‌آید جزء سنگین نیز از ته ستون تقطیر خارج می‌شود. قابل ذکر است که

 همیشه جزء سبک مقداری جزء سنگین و جزء سنگین نیز دارای مقداری از جزء سبک است.

 

 

  

تقطیر تبخیر آنی (ناگهانی) : وقتی محلول چند جزئی مانند نفت خام را حرارت می‌دهیم،

اجزای تشکیل دهنده آن بترتیب که سبکتر هستند،

 زودتر بخار می‌شود. برعکس وقتی بخواهیم این بخارها را سرد و دوباره تبدیل به مایع

  کنیم، هر کدام که سبکتر باشد دیرتر مایع می‌گردد. با توجه به این خاصیت ، می‌توانیم نفت

خام را به روش دیگری که به آن "تقطیر آنی" گویند، تقطیر نماییم. خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar22.com

 

در این روش ، نفت خام را چنان حرارت می‌دهیم که ناگهان همه اجزای

 آن تبدیل به بخار گردد و سپس آنها را سرد می‌کنیم تا مایع شود. در اینجا ، بخارها به ترتیب

سنگینی ، مایع می‌شوند یعنی هرچه سنگین‌تر باشند،

 زودتر مایع می‌گردند و بدین گونه ، اجزای نفت خام را با ترتیب مایع شدن از

 هم جدا می‌کنیم.

 

تقطیر در خلا : با توجه به اینکه نقطه جوش مواد سنگین نفتی نسبتا بالاست

و نیاز به دما و انرژی بیشتری دارد،

 

و از طرف دیگر ، مقاومت این مواد در مقابل حرارت بالا کمتر می‌باشد و زودتر تجزیه

 می‌گردند، لذا برای جداکردن آنها از خلا نسبی استفاده می‌شود.

  در این صورت مواد دمای پایین‌تر از نقطه جوش معمولی خود به جوش می‌آیند.

 

 در نتیجه ، تقطیر در خلا ، دو فایده دارد: اول این که به انرژی و دمای کمتر

نیاز است، دوم اینکه مولکولها تجزیه نمی‌شوند. امروزه در بیشتر موارد در

 عمل تقطیر ، از خلا استفاده می‌شود

. یعنی این که: هم تقطیر جزء به جزء وهم تقطیر آنی را در خلا انجام می‌دهند.

  

تقطیر به کمک بخار آب : یکی دیگر از طرق تقطیر آن است که بخار آب را در دستگاه

تقطیر وارد می‌کنند در اینصورت بی آنکه خلاء‌ای ایجاد گردد، 

اجزای نفت خام در درجه حرارت کمتری تبخیر می‌شوند. این مورد معمولا در

 زمانی انجام می‌شود که در نقطه جوش آب ، فشار بخار اجزای جدا شونده بالا

باشد تا به همراه بخار آب از مخلوط جدا گردند.

  

تقطیر آزئوتروپی : از این روش تقطیر معمولا در مواردی که نقطه جوش

 اجزاء مخلوط بهم نزدیک باشند استفاده می‌شود، جداسازی مخلوط اولیه ، با

افزایش یک حلال  خاص که با یکی از اجزای کلیدی ،آزئوتوپ تشکیل می‌دهد

  امکان‌پذیر است. آزئوتروپ محصول تقطیر یا ته مانده را از ستون تشکیل

می‌دهد و بعد حلال و جزء کلیدی را ازهم جدا می‌کند. اغلب ، ماده افزوده شده

آزئوتروپی با نقطه جوش پایین تشکیل می‌دهد که به آن شکننده آزئوتروپ

می‌گویند. آزئوتروپ اغلب شامل اجزای خوراک است، اما نسبت اجزای کلیدی

 به سایر اجزای خوراک خیلی متفاوت بوده و بیشتر است. خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar22.comخدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar22.com

 

  

مثالی از تقطیر آزئوتروپی استفاده از بنزن برای جداسازی کامل

 اتانول از آب است، که آزئوتروپی با نقطه جوش پایین با 6/95% وزنی الکل را تشکیل می‌دهد.

 مخلوط آب- الکل با 95% وزنی الکل به ستون تقطیر آزئوتروپی افزوده می‌شود

و جریان جریان غنی از بنزن از قسمت فوقانی وارد می‌شود. محصول ته مانده

الکل تقریبا خالص است وبخار بالایی یکآزئوتروپی سه‌گانه است. 

این بخار مایع شده، به دو فاز تقسیم می‌شود. لایه آلی برگشت داده شده، لایه آلی به ستون

 بازیافت بنزن فرستاده می‌شود. همه بنزن و مقدار الکل در بخار بالایی گرفته شده،

به ستون اول روانه می‌شوند. جریان انتهایی در ستون سوم تقطیر می‌شود

 تا آب خالص و مقداری آزئوتروپ دوگانه از آن بدست آید.

 

 تقطیر استخراجی : جداسازی اجزای با نقطه جوش تقریبا یکسان از طریق

 تقطیر ساده مشکل است حتی اگر مخلوط ایده آل باشد و به دلیل تشکیل 

 آزئوتروپ ، جداسازی کامل آنها غیر ممکن است برای چنین سیستم هایی با افزایش

  یک جزء سوم به مخلوط که باعث تغییر فراریت نسبی ترکیبات اولیه می‌شود،

 جداسازی ممکن می‌شود. جزء

افزوده شده باید مایعی با نقطه جوش بالا باشد، قابلیت حل شدن در هر

 دو جزء کلیدی را داشته باشد و از لحاظ شیمیایی به یکی از آنها شبیه باشد

 

. جزء کلیدی که به حلال بیشتر شبیه است ضریب فعالیت پایین تری از جزء دیگر

 محلول دارد، در نتیجه جداسازی بهبود می یابد این فرآیند ، تقطیر استخراجی نام دارد.

مثالی از تقطیر استخراجی، استفاده از فور فورال در جداسازی بوتادی‌ان

و بوتن است، فورفورال که حلالی به شدت قطبی است،

 فعالیت بوتادی ان را بیش تر از بوتن و بوتان کم می‌کند و غلظت بوتادی ان

وفورفورال وارد قسمت فوقانی ستون

 تقطیر استخراجی شود، با انجام تقطیر بوتادی ان از فورفورال جدا می‌شود.

 

تقطیر جزء به جزء : اجزای سازنده محلول شامل دو یاچند فرار را که از قانون

 رائول پیروی می‌کنند، می‌توان با فرایند تقطیر جزء به جزء از هم جدا کرد.

طبق قانون رائول ، فشار بخار محلول برابر با مجموع اجزای سازنده آن

 است و سهم هر جزء برابر با حاصلضرب کسر مولی آن جزء به جزء در فشار

 بخار آن در حالت خاص است. درتقطیر محلولی از B و A ،

  غلظت A در بخاری که خارج شده و مایع می‌شود، بیش از غلظت آن در مایع باقی

 مانده است. با ادامه عمل تقطیر ، ترکیب درصد اجزا در بخار و مایع دائما تغییر

می‌کند و این در هر نقطه عمومیت دارد.

 با جمع آوری مایعی که از سردشدن بخار حاصل می‌شود و از تقطیر مجدد

 آن و با تکراری پی در پی این عمل، سرانجام می‌توان اجزای سازنده مخلوط

 اصلی را به صورتی واقعا خالص بدست آورد.

 

خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar22.comخدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar22.comخدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar22.comخدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar22.com

 

 

 

فرایند تقطیر جزء به جزء

تقطیر جزء به جزء در ستون تقطیر سینی دار و یا پر شده انجام می‌گیرد،

به این ترتیب که بخارات حاصل شده، از پایین

 به طرف بالای ستون حرکت می‌کند و با فاز مایعی که از میعان بخارات قبلی

 که در طول ستون تولید شده اند و به طرف

پایین جریان دارند، در تماس می‌باشد و به این صورت تماس کامل بین فاز گاز

 و مایع برقرار می‌شود. درجه حرارت هر

 سینی پایینی خود کمتر است، و در ستون تقطیر ، دما از پایین به بالا ، کم می‌گردد.

بخارهایی که نقطه میعان آنها ،

 مساوی درجه حرارت سینی باشد، و روی آن سینی به مایع تبدیل می‌شود

 و روی آن جمع می‌گردد و به روی سینی پایینی

می‌ریزد. در نتیجه این عمل فاز بخار ، که غنی از جزء سبک است، از بالای

 ستون خارج می‌شود و فاز مایع که غنی از

جزء سنگین از پایین جمع آوری می‌گردد. بخارهای خارج شده از قسمت

 بالای ستون در کندانسورها به مایع تبدیل شده،

 به عنوان محصول جمع آوری می‌گردد معمولا مقداری از این مایع جمع آوری

 شده جهت کنترل دمای ستون تقطیر به

عنوان مایع برگشتی به داخل آن برمی‌گردد. قسمت بالای ستون تقطیر

تا سینی که خوراک روی آن می‌ریزد به نام منطقه

" تفکیک ستون" گویند و قسمت پایین ستون مربوط به خوراک را منطقه

"عریان کننده" می‌نامند.

 

تقطیر جزء به جزء مخلوطهای دو جزئی و چند جزئی

 

هدف از تقطیر ، جداسازی خوراک به بخارهایی از محصولات تقریبا خالص

 است در تقطیر سیستم های دو جزئی ، درجه

 خلوص با کسر مولی جزء سبک در محصول تقطیر XO و در محصول

 ته مانده XB بیان می‌شود. در سیستم های دو

 جزئی از یک مرحله به مرحله دیگر ، به جزء در نقطه آزئوتروپ ،

دما و منحنی تعادل تغییر می‌کنند و یک جزء در تمام

ستون فرارتر است. اما در سیستم های چند جزئی یک جزء ممکن است

 در یک قسمت ستون فرارتر و در قسمت دیگر

 فراریت کمتری داشته باشد، که ماهیت پیچیده غلظت اجزا را نشان می‌دهد.

تعادل فازی سیستم های چند جزئی نسبت به

دو جزئی بسیار پیچیده است، به دلیل اینکه تعداد اجزاء زیاد است وتعادل

به دما بستگی دارد و دما از یک مرحله به مرحله دیگر تغییر می‌کند

 

 

 

 

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar22.com

 

  

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1389/01/06ساعت 11:8  توسط نگین رضوی  | 

شناسایی اسید استیک در آزمایشگاه

اسیدهای کربوکسیلی ، ترکیباتی هستند که دارای عاملCOOH- می‌باشند. اسیدهای کربوکسیلی

زنجیری ، از دیرباز شناخته شده‌اند و لذا ، نام معمولی دارند. نام آنها ، از ماده یا منبعی که بدست

آمده‌اند، گرفته شده است. به عنوان مثال ، CH3COOH ، اسید استیک نامیده می‌شود که از سرکه گرفته

 می‌شود. نام آیوپاک این ماده ، اسید اتانوئیک است.

اسیدهای کربوکسیلی ، مولکولهای قطبی می‌باشند و می‌توانند مثل الکل‌ها و آمین‌ها ، پیوند هیدروژنی

 ایجاد نمایند. گرچه اسیدهای کربوکسیلی ، در مقایسه با اسیدهای معدنی مثل اسید سولفوریک و

اسید نیتریک ، بسیار ضعیف می‌باشند، ولی در هر صورت ، در مقایسه با الکل‌ها ، آب ، آمونیاک و

استیلن‌ها از اسیدیته قوی‌تری برخوردارند.

 

ساختمان اسیدهای کربوکسیلیک ، به گونه‌ای است که این مواد ، می‌توانند در واکنش‌های شیمیایی

 مختلفی شرکت نمایند. در این آزمایش ، با تکیه بر این واکنش‌ها ، می‌خواهیم اسید استیک را در حضور

 معرف‌های مختلف شناسایی کنیم.

 

نتیجه آزمایش

واکنشهایی که در این آزمایش انجام شده‌اند، به قرار زیرند:

 

CH3COOH + NaOH → CH3COONa + H2O

 

 

CH3COONa + H2SO4 → NaHSO4 + CH3COOH

 

 

 

CH3COOH + C2H5OH → CH3COOC2H5 + H2O

 

هر کدام از واکنش‌های صورت گرفته ، نشان‌دهنده یک نوع از واکنش‌های شیمیایی است که اسید

 استیک با استفاده از گروه خود یعنی COOH- قابلیت انجام آن را دارد. واکنش استری شدن یعنی واکنش

 آخر ، کاربرد فراوانی در صنعت دارد، از جمله واکنش صابونی شدن.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/01/04ساعت 17:22  توسط نگین رضوی  | 

معرف ها ( روش تهيه ي چندین معرف ازمایشگاه )

 

 

معرف فوشین (معرف شیف)

 

 

نیم گرم فوشین خالص را در 500 سی سی آب مقطر حل نموده و صاف نمائید. سپس 500 سی سی آب مقطر را با انیدرید سولفورو اشباع نموده و با محلول صاف شده فوق مخلوط کنید و یک شبانه روز به حال خود بگذارید. معرف بیرنگ و حساس است.

 

 

 

معرف تولنز (تولنس) (نیترات نقره آمونیاکی)

 

در یک لوله آزمایش 1 سی سی نیترات نقره 5% و یک قطره سود 10% اضافه کنید و در حالی که محلول را تکان میدهید چند قطره محلول آمونیاک 2% اضافه نمائید تا فقط رسوب قهوه ای اکسید نقره حل گردد و از مصرف آمونیاک اضافی خودداری کنید. (معرف را کمی قبل از مصرف تهیه کنید زیرا در اثر ماندن تجزیه میشود.)

 

 

 

معرف فهلینگ

 

از دو معرف (الف) و (ب) تشکیل شده که همگام مصرف دو محلول را به نسبت مساوی مخلوط کرده مصرف میکنند.

 

معرف (الف): 34.6 (سی و چهار ممیز شش) گرم سولفات مس آبدار در 500 سی سی آب مقطر

 

معرف (ب): 173 گرم تارتارات مضاعف سدیم و پتاسیم و 70 گرم سود در 500 سی سی آب مقطر

 

 

 

معرف يد در يدور پتاسيم (معرف يدوفرم)

 

طرز تهیه:

200 گرم يديد پتاسيم را در 100 سي سي آب حل نموده و 10 گرم يد به آن اضافه نمائيد و پس از حل شدن حجم محلول را با آب مقطر به 1 ليتر برسانيد.

 

 

 

معرف بي سولفيت سديم

 

طرز تهیه:

3 سي سي اتانول را به 12 سي سي محلول بي سولفيت سديم 30% اضافه نموده و در صورتي که کمي نمک رسوب نمود، بايد قبل از مصرف به وسيله صاف نمودن جدا شود.

 

 

 

 

معرف بيال

 

طرز تهیه:

600 ميلي گرم اورسينول را در 200 ميلي ليتر اسيد کلريدريک غليظ حل کنيد و 10 قطره کلرور فريک FeCl3 ده درصد اضافه کنيد.

 

 

 

معرف لوکاس

 

طرز تهیه:

يک مول کلرور روي بدون آب را در يک مول اسيد کلريدريک غليظ حل نموده و مخلوط حاصل را سرد کنيد.

 

 

 

 

معرف 2 و 4 دي نيترو فنيل هيدرازين

 

طرز تهیه:

3 گرم 2 و 4 دي نيترو فنيل هيدرازين را در 15 سي سي اسيد سولفوريک غليظ حل نموده سپس به محلول 20 سي سي آب مقطر و 70 سي سي اتانول 95% اضافه نمائيد و پس از هم زدن صاف کنيد.

 

 

 

 

معرف سليوانف

 

طرز تهیه:

250 ميلي گرم رزورسينول را در 500 ميلي ليتر اسيد کلريدريک 6 نرمال حل کنيد.

 

 

 

معرف بارفود

 

طرز تهیه:

66 گرم استات مسCu(CH3COO)2   II و 10 ميلي ليتر استيک اسيد گلاسيال را در آب حل کنيد و حجم محلول را به يک ليتر برسانيد.

 

 

 

معرف نيترات آمونيم سريک

 

طرز تهیه:

200 گرم نيترات سريک آمونيم را در 500 سي سي اسيد نيتريک 2 نرمال حل نمائيد (با حرارت سريع تر حل ميشود). رنگ معرف زرد مايل به نارنجي ميباشد .

 

 

 

معرف موليش

 

طرز تهیه:

8 گرم 1-نفتل را در 202 ميلي ليتر اتانول حل کنيد.

 

 

 

 

معرف بند لکیت:(معرف گلوکز است)

 

طرز تهیه:

173گرم نیترات سدیم-100گرم کربنات سدیم بی آب را به کمک حرارت در 800میلی لیتر آب حل کنید و در صورت لزوم از صافی بگذرانید سپس حجم را به 850میلی لیتر برسانید.3/17گرم سولفات مس را در 100 میلی لیتر آب جداگانه حل کنید سپس آن رادر حالی که مرتباٌهم می زنید در محلول اول بریزید.وسپس حجم را به یک لیتر برسانید.

 

 

 

معرف استو کارمن:

 

طرز تهیه:

 45 میلی لیتر اسید استیک – 1 گرم کارمن – 55 میلی لیتر آب مقطر

روش : کارمن را با استیک اسید مخلوط کنید وآب بیفزایی مخلوط را تا درجه ی جوش برسانید سپس سرد وصاف کنید.

 

 

 

معرف گیمسا: (برای مشاهده ی گلبرگها ی سفید خون)

 

طرز تهیه:

3 گرم پودر گیسما را در 350 سی سی تا 375 سی سی متانول کا ملاً حل کنید سپس 150 سی سی گلسیرین به آن اضافه کنید وبه مدت 12 ساعت در حرارت 37 درجه قرار دهید.

 

 

محلول کارمن زاجی: (برای رنگ آمیزی بافتهای گیاهی)

 

طرز تهیه:

 1 گرم پودر کارمن را با 4 گرم زاج آمونیاکی مخلوط ودر 100 سی سی آب مقطر حل می کنیم محلول را 20 دقیقه جوشانده ومدت 12 ساعت آن را بی حرکت می گذاریم ،سپس صاف نموده ومورد استفاده قرار می دهیم در صورتی که به مقدار زیاد از این محلول تهیه شود یا بخواهیم مدتی آن را نگه داریم برای جلوگیری از کپک زدگی چند بلور فنیک اسید را در لوله ی آزمایش ریخته ودر حرارت ذوب نموده سپس به محلول رنگی مزبور اضافه می کنیم.

 

 

 

معرف فنل فتا لئین (معرف بازها)

 در محیط بازی قرمز ارغوانی می شود.

 

طرز تهیه:

 فنل فتا لئین را می توان به نسبت 50 به 50 در آب والکل حل کرد.

 

 

 

 16-فرمل 5 درصد ( ماده ی تثبیت کننده ونگهداری کننده است )

 مثلاً برای تشریح چشم گاو وقبلاً باید به مدت 2 روز در محلول فرمل نگهداری شود.

 

 طرز تهیه:

 فرمل تجارتی معمولاً 40 درصد است لذا برای تهیه ی محلول فرمل 5 درصد ،5 قسمت از فرمل تجارتی را با 35 قسمت آب مقطر مخلوط کنید محلول 5 درصد حاصل شود.

 

 

 

معرف لوگل :(برای رنگ آمیزی )یا محلول ید یدوره

 

طرز تهیه:

3گرم بلورید- 6 گرم ید ید پتاسیم (ید ور پتاسیم)

 

ید یدپتاسیم را در 200 میلی لیتر آب مقطر حل کرده بلورهای ید را به آن بیفزایی وآنگاه به کمک آب مقطر حجم را به یک لیتر برسانید لازم است محلول مزبور 24 ساعت قبل از به کار بردن تهیه شود چون ید به آرامی در آب حل می شود.

 

معرف بیوره (معرف پروتئینهااست)

 

طرز تهیه:

به یک لیتر محلول سود 10درصد 25 میلی لیتر محلول سولفات مس 3 درصد بیفزائید.(3 گرم سولفات مس را به100 میلی لیتر آب اضافه کنید محلول 3 درصد ساخته خواهد شد)این محلول در صورت ماندن خراب می شود پس باید تازه تهیه شود.

 

 

 

 معرف بلو دو متیلن:(برای رنگ آمیزی بافتهای مرده است)

 

طرز تهیه:

محلول ذخیره 48/1گرم ماده ی خشک را به 100 میلی لیتر الکل ایزو÷روپیل اضافه کنید محلول کار ،محلول ذخیره را باید به نسبت 1 به 10 رقیق کرد(10میلی لیتر محلول با 90 میلی لیتر آب مقطر)

 

 

 

 معرف سودان   (برای رنگ آمیزی چربیها)

 

طرز تهیه:

 50 میلی لیتر استون را به 50 میلی لیتر الکل 70 درصد بیفزائید وسپس سودان      را تا رسیدن به حد اشتعال در محلول حاصله بریزید بدین ترتیب محلولی 2/0درصد فراهم می آید.

 

 

 

 معرف برم تیمول بلو:(معرف co2است)

 

 

طرز تهیه:

5/0گرم برم تیمول بلو را در 500 میلی لیتر آب حل کنید سپس یک قطره آمونیاک به آن بیفزایید تا رنگش آبی تیره شود (محلول ذخیره است)برای ساختن محلول 20 قطره در یک لوله آزمایش کافی است.

 

 

 

معرف کریستال ویوله (برای استفاده در باکتری شناسی)

 

طرز تهیه:

14 گرم کریستال ویوله را در 100 میلی لیتر الکل ایزو پروپیل 95 درصد حل کنید ومحلول را 2روز به حال خود بگذارید،سپس محلول را صاف کنید. این محلول ذخیره است .برای استفاده در باکتری شناسی ، محلول را تا 10 برابر با آب رقیق کنید.

 

 

 

محلول رینگر(برای نگهداری بافتهای زنده)مانند قورباغه

 

طرز تهیه:

3/0گرم کلرید کلسیم- 25/0گرم کلرید پتاسیم- 5/6گرم کلرید سدیم این موارد را یک لیتر آب مقطر حل کنید.

 

پستانداران:موارد زیر را در یک لیتر آب مقطر حل کنید.

 

3/0گرم کلرید کلسیم- 25/0گرم کلرید پتاسیم – 5/8گرم کلرید سدیم

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/01/02ساعت 12:56  توسط نگین رضوی  | 

گرمای انحلال

  

گرمای انحلال ،گرمايی است که به هنگام حل شدن مواد درحلال بامحيط اطراف مبادله

می شود.

بااندازه گيری تغيير دمای حلال پس از انحلال ماده می توان گرمای انحلال را محاسبه نمود.

انحلال مواد درحلال طی سه مرحله انجام می پذيرد.

درمرحله اول جاذبه بين بعضی از ذرات حلال ازبين می رود  ،درنتيجه اين مرحله گرماگير

است.

درمرحله دوم جداشدن ذرات حل شونده صورت می گيرد که اين مرحله نيز گرماگير خواهد

بود .

اما درمرحله سوم بين ذرات حلال وحل شونده جاذبه برقرار می شود،که درنتيجه آن گرما آزاد

خواهد شد .

مجموع گرمای اين سه مرحله گرمای انحلال ( انحلال  Δ H )ناميده می شود ،لازم بتذکر است

 که علاوهبرعامل انرژی نقش عامل بی نظمی را در انحلال پذيری  موادبايددرنظرداشت.انحلال

 اغلب مواد جامد  درآب باافزايش بی نظمی همراه است .مواد جامد يونی ضمن انحلال درآب

  يون های آبپوشيده تشکيل  می دهند ،و  مواد کوالانسی  مولکولی  نظير الکل ، اوره  و شکر

 به کمک پيوند هيدروژنی  وهم چنين  مواد کوالانسی  مولکولی قطبی ، توسط نيروی

دوقطبی ـ دوقطبی و به صورت مولکولی  درآب حل می شود.

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/09/30ساعت 17:42  توسط نگین رضوی  | 

اسپكتروفتومتر ناحيه مريی Spectrophotometer

 

 

روشهاي طيف سنجي براساس بر هم كنش تابش الكترومغناطيسي با ماده بنيان گذاري شده است و

 چون امواج الكترومغناطيس، حاصل كاهش سرعت ذرات با بار الكتريكي است بنابراين توسط ماده جذب

شده و سبب افزايش سرعت ذرات مي گردد. علاوه بر اين انرژي نوراني در بر هم كنش با ماده و جذب آن

توسط ماده، باعث برانگيختن ماده به ترازهاي انرژي بالاتر مي گردد. بنابراين بسته به شدت و قدرت انرژي

 وارده به ذره با ماده بر هم كنش كرده و پديده خاصي را سبب مي گردد كه اساس اندازه گيريهايي نظير

اسپكتروفتومتري را تشكيل مي دهد.و می تواند شامل كليه نواحي طيف الكترومغناطيس از اشعه گاما و

ناحيه مريي تا امواج راديويي باشد. در اين رابطه، روشهاي جذب، نشر، شكست، پراش (Diffraction) و

پلاريزه شدن نور را مي توان مورد توجه قرار داد كه مهمترين آنها روشهاي اسپكتروفتومتري جذبي و

نشري و فلورسانس است.

طول موج نور مريي بيشتر و در نتيجه انرژي آن كمتر از UV است. در اثر تابش نور به ماده در آن نقل و

انتقالات الكتروني صورت مي گيرد، e ها تحريك شده و به سطوح انرژي بالاتر مي روند. بسته به

 ساختمان شيميايي جسم، نقل و انتقالات الكتروني مختلفي مي تواند صورت گيرد، و محل جذب

بستگي به ساختمان شيميايي ماده دارد. بنابراين از gmax براي شناسايي مواد استفاده مي شود كه

طول موجي است كه در آن حداكثر جذب صورت مي گيرد و براي تعيين غلظت جسم مجهول gmax  را به

 نمونه مي تابانيم. مقدار جذب از قوانين جذب Bear & Lambert پيروي مي كند و از رابطه A=e lc

محاسبه مي شود.

معمولا در محدوده اي كه جذب با غلظت رابطه خطي دارد ،تعيين مقدار انجام مي شود.اگر غلظت نمونه و

 استاندارد به هم نزديك باشد و غلظتها هم در محدوده خطي باشند، مي توان با استفاده از تناسب

  محاسبات را انجام داد.

 

اجزاء و قسمتهاي مختلف دستگاه اسپكتروسكوپ

اسپكتروفتومتر از دو بخش اسپكترومتر و فتومتر تشكيل شده است. اسپكترومتر بخشي است كه نور

 منوكروم را ايجاد كرده و داراي منبع نور، عدسي، شكافها، منوكروماتور (صافي، منشور يا ((Grating

system) مي باشد. بخش فتومتر داراي اسباب سنجش نور مي باشد.

1- منبع نوراني:منبع نور مورد استفاده در اسپكتروفتومتر بسته به ناحيه مورد استفاده، متفاوت مي

باشد. براي نورهاي مرئي از لامپ تنگستن استفاده مي شود كه نورهايي با طول موج بين 350 تا 800

نانومتر ايجاد مي كند. و براي نورهاي ماوراء بنفش (UV) از لامپ جيوه، هيدروژن استفاده مي شود. اين

لامپها در ناحيه بين 200 تا 600 نانومتر بكار مي روند. در دستگاههاي پيشرفته تر هر دو نوع لامپ وجود

 دارد.

2- عدسي ها: (آينه ها): براي كنترل كردن مسير نور، وجود عدسي لازم است. به جاي عدسي ها از

آينه هايي كه به شكل نيمدايره يا محدب ساخته شده اند مي توان استفاده نمود.

3- شكافها (slits): در هر اسپكتروفتومتري دو شكاف وجود دارد: يكي را شكاف ورودي و ديگري را خروجي

 مي گويند. شكافها رل مهمي در جداكردن نور دلخواه با طول موج مشخص دارند. به همين جهت اندازه

 اين شكافها بسيار مهم هستند. بيشتر دستگاهها پيچي دارند كه اندازه اين شكافها را مي توان

برحسب احتياج تغيير داد. هر چه طول اين شكافها بيشتر باشد پهناي نور عبوري (band-pass) بيشتر

 بوده و دامنه طول موج آن نيز زياد مي باشد و به عبارت ديگر نورهاي ديگري كه مورد نياز نيستند عبور

مي كنند. اين نور اضافي را Stray light مي نامند

4- منوكروماتور(monochromators): اشعه نوراني پس از عبور از عدسي ها و شكاف مقدار و مسير آنها

كنترل شده سپس به دستگاهي كه مي تواند نور پلي كروم را به منوكروم تبديل كند وارد مي شود. پس

 نوري با طول موج مشخص و انتخابي به وجود مي آورند. دو نوع منوكروماتور وجود دارد منشور و Grating.

5- محل نمونه:ظرف محتوي نمونه را سل يا كووت (cuvett) مي نامند كه از جنس شيشه، كوارتز يا

پلاستيك است. براي اندازه گيري شدت رنگ محلولها و بلانک بكار مي رود. سلهاي شيشه اي و

پلاستيكي براي ناحيه مرئي به كار مي رود و در ناحيه ماوراء بنفش از سل كوارتز استفاده مي شود.

 طول سلها معمولا 1 سانتي متر است و سلهايي با طول cm 1/0 تا cm 10 نيز موجود مي باشد. محل

قرار گرفتن نمونه بسته به اينكه دستگاه جايگاه جدا براي رفرنس (بلانك) دارد يا نه، Single beam و

 Double beam نام دارد. و كووت ها برحسب نوع شيشه و شكل چند نوع مي باشند.

1- كووتهاي مكعبي: سطح مقطع اين كووت ها مربع بوده و از جنس شيشه خالص (براي نورهاي مرئي)

و كوارتز( براي نور ماوراء بنفش) مي باشند. شيشه نور مرئي را از خود عبور مي دهد ولي نور ماوراء

 بنفش را به مقدار زيادي جذب مي كند. كووتهاي مكعب، گران و كاركردن و تميز نگهداشتن آنها دقت

بسيار لازم دارد.

2- كووتهاي گرد: سطح مقطع اين دسته از كووتها گرد بوده و براي كارهاي روزمره آزمايشگاهي بكار مي

 روند. با همه دقتي كه در ساختن كووتها مي شود ،مكرر ديده مي شود كه آيا A دو كووت مشابه

، يكسان نيست. براي جلوگيري از استفاده كووتهاي ناجور بايد آنها را كاليبره نمود.

براي كاليبره كردن كووتها محلولي را كه نسبتا پايدار است مثل هموگلوبين با غلظت 50 ميلي گرم درصد

ميلي ليتر تهيه مي نمايند. بايد T اين محلول در طول موج nm 540 برابر 3/0 ± 50% باشد. راه

ديگراينست كه به جاي كاليبره كردن كووتها از يك كووت براي شاهد و استانداردو نمونه استفاده كنند.

 

نكات زير را بايد درباره كووت ها رعايت كرد:

1- هرگز قسمت پايين كووت را با دست نمي گيرند چون نور از اين قسمت كووت عبور مي كند.

2- كووت را دو بار با محلول مورد آزمايش آبكشي مي نمايند.

3- موقع استفاده از كووت ها آنها را با پارچه نرمي كه پرز ندهد پاك مي كنند در صورت امكان از كاغذهاي

 مخصوص پاك كردن عدسي استفاده مي نمايند.

4- محلول داخل كووت بايد عاري از حباب هوا باشد.

5- كووت را طوري در اسپكتروفتومتر قرار مي دهند كه علامت مخصوص روي كووت به طرف خواننده باشد.

6- معمولا از همان مسيري كه كووت را در اسپكتروفتومتر قرار داده اند از همان مسير هم آن را خارج مي كنند.

7- وقتي از دستگاه استفاده نمي شود دريچه روي محفظه كووت را مي بندند.

8- كووتها را با محلول تميز كننده قوي نمي شويند. حتي در محلولهاي ضعيف نيز به مدت طولاني قرار

نمي دهند.

9- در صورت اجبار داخل كووت را با سوآپ پنبه اي تميز مي كنند.

10- از كووتهاي كاليبره نشده استفاده نمي كنند.

11- بايد اندازه كووت و حجم محلول اندازه گيري مناسب باشد..

6- دتكتور (نور سنج): نور پس از عبور از عدسيها و شكافها و منوكروماتور به محلول لوله آزمايش رسيده و

 از آنجا به نورسنج مي رود. اسباب منوكروماتور، نور دلخواه و با طول موج مشخص را به لوله آزمايش مي

 تاباند. رنگ اين نور مكمل رنگ محلول است. اگر رنگ محلول سبز- آبي (مثل تعيين مقدار گلوكز بوسيله

 ارتو تولوييدين) به طول موج nm  495-475 باشد رنگ فيلتر- منشور يا گريتينگ بايد نارنجي يا نزديك آن با

 طول موج بين nm 620-600 باشد. چون رنگهاي نارنجي مكملش سبز-آبي است. بنابراين وقتي

 منوكروماتور رنگ مكمل رنگ محلول را به لوله آزمايش مي تاباند مقداري از آن به وسيله محلولي كه در

 لوله وجود داشته و بستگي به غلظت مواد مورد آزمايش دارد ،جذب شده و بقيه آن به نورسنج مي

رسد. نورسنج با تبديل انرژي نوراني به انرژي الكتريكي قادر است كه مقدار جذب اين نور را به وسيله

محلول و يا درصد ترانس – ميتانس آن اندازه گيري نمايد. دتكتورها شامل انواع فتوشيميائي، فتوالكتريكي

 و حرارتي مي باشد كه در ناحيه مرئي و ماوراء بنفش از دتكتورهاي فتوالكتريكي مانند فتوولتتيك و

فتوتيوب و فتومولتي پلاير تيوب استفاده مي شود.

7- ركوردر (الكتريك سنج)در اسپكتروفتومتر احتياج به دستگاهي است كه جريان الكتريكي دتكتور را اندازه

بگيرد. دو سيستم گالوانومتر و نول پوينت وجود دارد كه در اسپكتروفتومترهايي كه داراي نواحي مرئي

باشند معمولا از يك گالوانومتر يا صفحه ديجيتالي استفاده مي شود. دياگرام زير، طرح يك اسپكتروفتومتر

 ساده را نشان مي دهد.

 

 

 

        گالوانومتر            دتکتور        نمونه         عدسی    شکاف    منوکروماتور   شکاف         عدسی         منبع نور    

 

طرز كار:

1- پس از اتصال به برق مدتي بايد صبر كرد تا دستگاه گرم شود

2- طول موج ماكزيمم را روي دستگاه تنظيم مي نمايند.

3- در شرايطي كه جا سلي دستگاه، خالي است با در باز يا بسته (بستگي به نوع دستگاه دارد) صفر

 ترانس ميتانس را تنظيم مي كنيم.

4- بلانك آبي و بلانكهاي ديگر را در جا لوله اي دستگاه گذاشته آن را روي صددرصد T و يا صفر A تنظيم

 مي كنند.

5- نمونه ها را در سل ريخته و مقدار جذب آنها را مي خوانيم.

6- سلها حتما بايد تميز بوده و قطرات محلول اطراف آن بايد با دستمال كاغذي پاك شود.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/09/08ساعت 14:54  توسط نگین رضوی  | 

تيتراسیون های رسوبی (نقره سنجی)و روشهای آن

 

 

این تیتراسیون براساس تشکیل سریع رسوب می‌باشد و بیشتر برای تعیین غلظت هالوژنها به کار

می‌رود. در این صورت اغلب از نیترات نقره به عنوان عامل رسوب دهنده استفاده می‌شود. این نوع

 تیتراسیون‌ها را آرژانتومتری نیز می‌نامند. معروفترین روشهای تیتراسیون رسوبی عبارتند از: 1- روش

 موهر 2- روش فاجان 3- روش ولهارد روش موهر: شامل تیتراسیون یون کلر یا برم با نیترات نقره

استاندارد در pH حدود خنثی و مجاورت یون کرومات به عنوان معرف است. در پایان رسوب قرمز آجری

کرومات نقره ظاهر می‌گردد. روش فاجان: یون کلر به وسیله‌ی یون نقره در مجاورت یک معرف که دارای

 خاصیت فلوئورسانس است (مانند فلوروشین) تیتر می‌شود. در پایان تیتراسیون معرف جذب سطح

 رسوب شده و رنگ قرمز حاصل می‌شود. معرف به‌کار رفته چند قطره از محلول الکلی فلورسئین یا

محلول آبکی نمک سدیم آن می‌باشد. روش ولهارد: برای تیتراسیون یون نقره، محلول استاندارد

تیوسیانات در مجاورت یون فریک به عنوان معرف به کار می‌رود. برای جلوگیری از هیدرولیز یون آهن

تیتراسیون بایستی در محیط اسیدی نسبتا قوی صورت گیرد. محصول نهایی تیوسیانات فرو است که

 رنگ قرمز دارد. امروزه در اغلب تیتراسیونهای رسوبی، برای تعیین نقطه پایانی از یک دستگاه همانند

 پتانسیومتری، هدایت سنجی و یا اسپکتروفتومتری استفاده می‌شود. محلولهای نیترات نقره،

 عمومیترین معرفها برای استفاده در تیتراسیونهای رسوبی می‌باشند

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/09/08ساعت 14:51  توسط نگین رضوی  | 

رنگ ازو

 

 

این گروه از رنگها شامل بزرگترین و مهمترین دسته رنگها بوده ، بطور وسیعی مورد

 استفاده قرار می‌گیرند. مشخص‌ترین ویژگی این رنگها داشتن یک یا چند گروه آزو

 NN- است که بین دو قسمت آلی رنگ به عنوان پل عمل می‌کنند و حداقل یکی

 از این گروه‌ها آروماتیک هستند. توسط گروه کرموفوری (رنگزای) آزو ، می‌توان طیف

 وسیعی از رنگها مثل زرد ، قرمز ، نارنجی ، آبی ، سبز ، بنفش و سیاه را سنتز کرد.

 

فرایند تهیه رنگهای آزو

روشهای مختلفی برای تهیه این نوع رنگها وجود دارد، ولی عموما آنها را از کوپلاسیون مواد دی‌آزونیوم

 تولید می‌کنند. این مواد از واکنش دی آزوتاسیون آمینهای آروماتیک نوع اول حاصل می‌شوند. واکنش

 دی‌آزوتاسیون در سال 1862 توسط "گریس" کشف شد و باعث تحول در صنایع رنگسازی گردید.

در این واکنش ، فنلها ، نفتلها و آریل آمینها به عنوان مواد کوپلاسیون بکار برده می‌شوند.

در رنگهای حاصله گرده آزو بعنوان رنگزا و گروه‌های هیدروکسی یا آمینو به عنوان آکسوکروم ( تشدید

 کننده قدرت نفوذ رنگ ) شناخته می‌شوند.

 

طبقه بندی رنگهای آزو

این رنگها را برحسب تعداد گروه‌های آزو بصورت رنگهای مونو آزو ، دی آزو و پلی‌آزو طبقه‌بندی می‌کنند.

رنگهای منو آزو

این رنگها دارای یک گروه آزو بوده و از پر استفاده‌ترین گروه‌های آزو هستند. این رنگها به دو دسته تقسیم

می‌شوند:

  • رنگهای فاقد گروه‌های کربوکسیلیک و سولنونیک : این گروه از رنگها با توجه به کاربردشان
  •  به شکل زیر دسته‌بندی می‌شوند:

1.       رنگهای حلال : مانند زرد آنیلین یا نارنجی سودان G که به عنوان حلال سایر رنگها بکار

 می‌روند.

2.       رنگهای بازی یا کاتیونی : از قدیمی‌ترین رنگهای سنتزی هستند و موارد استعمال فراوانی در

 رنگرزی الیاف طبیعی دارند، اما دارای ثبات کافی نیستند.

3.       رنگهای دندانه‌ای : این رنگها دارای گروه‌های هیدروکسی ارتو نسبت به گروه آزو هستند که

 تشکیل کمپلکس فلزی با نمکهای مختلف از جمله بی‌کرومات می‌دهند. از این گروه می‌توان مردانت

قرمز 28 و مردانت قهوه ای 54 را نام برد.

  • رنگهای دارای گرده اسیدی : چهار رنگ معروف نارنجی (نارنجی ، نارنجی ، نارنجی ، (متیل
  • اورانژ و نارنجی) جز این گروه هستند و از دی‌آزوتاسیون آمینهای حلقوی و سولفانیلیک اسید ،
  •  سنتز می‌شوند.

رنگهای دی‌آزو

  • رنگهایی که دو گروه آزو دارند : در ساختمان این رنگها ، ماده کوپلاسیون از دو طرف توسط دو
  • گروه دی‌آزونیوم جفت می‌شوند. Z : ماده کوپلاسیون و A و ’A :ترکیبات دی آزونیوم

    تعداد این رنگها محدود و اغلب غیر قابل حل در آب است که از لحاظ کاربردی جز رنگهای اسیدی
  •  دندانه‌ای و مستقیم محسوب می‌شوند. یکی از مهم‌ترین این رنگها ، اسید بلک است.

 

 

رنگهای تترا آزونیوم

در این رنگها ماده کوپلاسون با یک ترکیب تترا آزونیوم جفت می‌شود. از مهمترین این رنگها قرمز کنگو

 بوده که از جفت شدن بنزیدین با دو گروه نفیتونیک اسید تهیه می‌شود. این رنگها از فراوان‌ترین رنگهای

 دسیس آزو هستند و در بر گیرنده پیگمانها ، رنگهای مستقیم و همچنین تعدادی از رنگهای اسیدی و

 دندانه‌ای هستند. ماده D در ترکیب این رنگها معین کننده نوع رنگ اسیدی یا دندانه‌ای است. دی آمینها

مانند بنزیدین نمونه‌ای از این ترکیب هستند.

قرمز کنگو به عنوان یکی از رنگهای این گروه جزو رنگهای مستقیم محسوب شده و برای رنگرزی الیاف

پلی‌آمید ، پشم و سلولز بکار می‌رود. همچنین به علت نداشتن ثبات کافی بیشتر در تیتراسیون‌ها

 بعنوان معرف استفاده می‌شود.

رنگهای مستقیم

رنگهایی هستند که بدون افزودن نمک یا افزودنیهای دیگر مورد استفاده قرار می‌گیرند

 

+ نوشته شده در  شنبه 1388/09/07ساعت 14:45  توسط نگین رضوی  | 

تركيبات اروماتيك

 

آمینهای آروماتیک ، ترکیباتی هستند که گروه آمین به حلقه آروماتیک یا هترو آروماتیک

متصل است.

 با شناختی که از حلقه آروماتیک و ساختار نیتروژن وجود دارد، به‌سهولت می‌توان پیش‌بینی کردکه حلقه

 آروماتیک موجب افزایش قدرت اسیدی و کاهش خصلت با زی آمین‌های آروماتیک می‌شو د.

ساختمان نوعی پروتئین دارای آمین آروماتیک روشهای تهیه آمین‌های آروماتیک روش آزمایشگاهی روش

 ساده برای سنتز آمین‌های آروماتیک ، احیای ترکیبات نیترو است.

 

معمولا در آزمایشگاه از اسید کلریدریک و فلزاتی چون روی ، قلع ، یا آلومینیم و حتی برای احیای

 گروههای نیترو استفاده می‌شود.

 روش صنعتی در صنعت برای احیای مشتقات نیترو و تبدیل آن به آمین مربوطه از آهن قراضه استفاده

 می‌شود و مقدار کمی اسید بعنوان کاتالیزور به محیط اضافه می‌گردد.

 مزایای این روش در این است که گذشته از آمین ، اکسید آهن نیز تولید می‌شود.

 همچنین می‌توان با اندکی تغییر در شرایط کار به مشتقات آریل هیدروکسید آمین ، آزو بنزن ، دی‌فنیل

هیدرازین و N– اکسی دی آزوبنزن نیز رسید که به آن ، سنتز Haber گویند.

استفاده از کاتالیزورها در حضور کاتالیزورهایی مثل نیکل ، پلاتین یا پالادیم نیز می‌توان ترکیبات نیترودار را

هیدروژن‌دار کرد و آمین مربوطه را بدست آورد. با این روش آمین‌های آروماتیک در مقیاس تجاری تهیه

 می‌شود.

 واکنشهای حذف – افزایش اگر هالیدهای آروماتیک تحت تاثیر آمیدورسدیم در آمونیاک مایع قرار داده

شوند، ابتدا واکنش حذف انجام می‌گیرد و ترکیب فعالی به نام بنزاین تولید می‌شود که تحت تاثیر

 آمیدورسدیم قرار گرفته ، آمین مربوطه را تولید می‌نماید.

 واکنش مشابه با هالیدهای نفتالین به تشکیل دو نوع آمین منجر می‌شود.

 واکنشهای جانشینی هسته‌خواهی روش دیگر تهیه آمین‌های آروماتیک ، انجام واکنشهای جانشینی

 هسته‌خواهی است.

 بعنوان مثال از واکنش آنیلین با نمک آنیلینیوم هیدروکسید کلراید آمین‌های نوع بالاتر سنتز می‌شود.

 تهیه نیتروزو آمین هرگاه آمین‌های آروماتیک نوع اول در حضور محلول سرد و آبکی یک اسید معدنی و

نیتریت سدیم قرار گیرد، ترکیب N– نیتروزو آمین تشکیل می‌گردد. آمین‌های آروماتیک نوع دوم نیز تحت

 شرایط ذکر شده بالا ترکیب N – نیتروزوی مربوطه را تولید می‌کنند.

آمین‌های آروماتیک سه استخلاف‌دار مانند N و N– دی متیل آنیلین نیز با اسید نیترو واکنش می‌دهند و در

 نهایت پارا نیتروزو - N و N – دی متیل آنیلین تولید می‌نماید. ساختمان آنیلین نمکهای دی آزونیوم

 آمین‌های آروماتیک نوع اول و محلول سرد و آبکی اسیدهای معدنی و نیتریت سدیم با هم واکنش

می‌دهند. ابتدا ترکیب N– نیتروزو آمین تشکیل می‌شود که در حضور مازاد اسید معدنی به نمک دی

آزونیوم تبدیل می‌گردد.

 نمکهای دی آزونیوم خیلی فعال هستند بطوریکه در دمای حوالی صفر درجه خود بخود شکسته

 می‌شوند.

 از این‌رو لازم است که پس از تولید بلافاصله مصرف شوند. بطور کلی نمکهای دی آزونیوم آمین‌های

 آروماتیک در دو دسته مهم از واکنشها شرکت می‌کنند.

 دسته اول ، واکنشهای جانشینی هستند که در جریان این واکنشها نیتروژن آزاد می‌شود و گروه دیگری

 بجای آن جانشین می‌گردد.

 دسته دوم واکنشهای زوج شدن هستند که طی آن ، نمک دی‌آزونیوم از طریق نیتروژن به یک گروه

آروماتیک یا هترو آروماتیک متصل می‌شود. هر دو دسته واکنش از نظر سنتزی بسیار با اهمیت هستند.

شناساگر متیلا اورانژ ( هلیانتین) شناساگر معروف هلیانتین ، از واکنش نمک دی آزونیوم سولفانیلیک

 اسید با N و N– دی متیل آنیلین بدست می‌آید.

 این ترکیب دارای گروه عاملی -N=N- است. ترکیبات دارای این گروه عاملی به ترکیبات آزوئیک موسومند.

 خیلی از این ترکیبات در رنگرزی مورد استفاده قرار می‌گیرند. استامینوفن آنیلین یا پاراهیدروکسی

 آنیلین در محلولهای آبکی و اسیدی با انیدرید استیک ترکیب می‌شوند و مشتق N – آکسیل‌دار تولید

 می‌کنند.

واکنش آکسل‌دار شدن پاراهیدروکسی آنیلین به داروی بسیار مهم استامینوفن منجر می‌شود. سولفا

 پیریدین و سولفا تیازول 2- آمینو پیریدین و 2- آمینوتیازول با سولفونیل کلرید واکنش می‌دهد و به ترتیب

 سولفا پیریدین و سولفا تیازول تولید می‌کند که دارای اثرات دارویی بسیار مهم است

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1388/09/07ساعت 14:26  توسط نگین رضوی  | 

تهيه صابون

عمل هیدرولیز چربی یا روغن را اصطلاحا صابونی کردن مینامند. برای این کار، چربی (a) را با محلول سود حرارت میدهند. در نتیجه گلیسرین (b) و مخلوطی از نمک سدیم اسیدهای چرب (c) مطابق واکنش زیر حاصل میشود:

 

 

          چربیها و روغنهای طبیعی استر اسیدهای آلیفاتیک یک ظرفیتی با تعداد اتمهای کربن زوج و گلیسرین میباشند که آنها را گلیسرید نیز مینامند. چربیها و روغنها به طور کلی دارای ساختمان (a) میباشند. چربیها جامد و روغنها مایع میباشند. نقطه ذوب چربیها بالاتر از نقطه ذوب روغنها است. این اختلاف بستگی به نوع و مقدار اسید مربوطه دارد. هرچه مقدار اسیدهای اشباع نشده در ساختمان یک چربی بیشتر باشد، نقطه ذوب پایین تری دارد. اگر چربی تنها از اسیدهای اشباع شده تشکیل شده باشد مانند پیه گوسفند و غیره نقطه ذوب بالا خواهد داشت.

روغنهای نباتی مانند روغن زیتون، خرما، نارگیل و کرچک علاوه بر این که دارای اسیدهای چرب (اولئیک، استئاریک و پالمیتیک) هستند، اسیدهای اشباع نشده با چند پیوند دوگانه مانند اسید لینولئیک به فرمول زیر نیز در ساختمان آنها شرکت میکنند.

 

 

مولكولهاي صابون د اراي يك انتهاي قطبي است كه در آب حل مي شود و انتهاي ديگر آن يك دنباله طويل هيدروكربن است كه در روغن محلول است واين عامل باعث ميشود تا مثل يك واسطه چربيها را در آب حل كند.

 

 

مکانیزم عمل هیدرولیز استر را در محیط بازی میتوان به صورت زیر نوشت:

 

 

ابتدا یون هیدروکسید به عنوان نوکلئوفیل (هسته دوست) به کربن گروه کربنیل حمله کرده، پس از خارج شدن یک مولکول الکل، انیون اسید به صورت هیبرید رزونانس فوق، پایدار میگردد.

بخش عملی

تهیه صابون

50 گرم چربی را در یک بشر 250 میلی لیتری ریخته و به طور ملایم آنرا حرارت دهید تا ذوب شود (دما نباید از 70 درجه بالاتر برود).

 

 

در حالیکه چربی را حرارت میدهید ضمن به همزدن مداوم محلول سود (7گرم در 50 میلی لیتر آب) را در قسمتهای 5 میلی لیتر به چربی اضافه کنید. پس از افزودن اولین 5 میلی لیتر سود، زمان اضافه نمودن 5 میلی لیتر بعدی وقتی است که سود اضافه شده قبلی تقریبا مصرف شده باشد. (برای اطمینان از مصرف سود، نوک كاردك را در بشر فرو برده و یک قطره معرف فنل فتالئین روی آن بچکانید، چنانچه رنگ آن فورا ارغوانی شد دلیل آن است که هنوز سود در محیط وجود دارد و باید به هم زدن را ادامه داد).

پس از افزودن آخرین قسمت سود، آنقدر به هم بزنید تا صابون یک حالت کشدار به خود بگیرد (بوی صابون در این حالت به خوبی استشمام میشود.) صابون حاصل را در قالب ریخته و بگذارید یک هفته بماند تا عمل صابونی شدن کامل شود. صابون حاصل دارای مقدار زیادی گلیسیرین است، چنانچه بخواهند گلیسیرین آنرا جدا کنند، قبل از ریختن در قالب، صابون را به مدت 24 ساعت در محلول اشباع شده نمک طعام قرار میدهند، سپس قرص صابون را از درون ظرف خارج کرده و پس از شستن به قطعات کوچک تقسیم نموده، در هوا خشک میکنند.

 

روش دیگر تهیه صابون

در یک بالن، cc50 روغن مایع را با cc40 اتانول و gr3 پتاسیم هیدروکسید ریخته و بمدت نیم ساعت رفلاکس کنید. پس از اتمام این مدت چند قطره از مخلوط را در مقدار کمی آب حل کنید که اگر قطره روغنی روی آب قرار نگرفت واکنش پایان یافته و اگر روغن در سطح آب مشاهده شد عمل رفلاکس را به مدت 15 دقیقه دیگر ادامه دهید. سپس الکل موجود در مخلوط را به وسیله تقطیر ساده جدا کنید و ماده باقیمانده در بالن را در cc 75 آب مقطر گرم حل کنید. دقت کنید که حتما الکل موجود در بالن از مخلوط خارج شود سپس آزمایش زیر را انجام دهید.

الف) مقدار 25 میلی لیتر محلول به دست آمده را به 25 میلی لیتر آب نمک اشباع به آهستگی اضافه کنید مخلوط را صاف کرده و ماده جامد که صابون میباشد روی کاغذ صافی میماند. آنرا با آب نمک اشباع بشوئید و صابون را در روی یک ظرف شیشه ای پهن کنید.

ب) مقدار 10 میلی لیتر آب شهر را با 10 میلی لیتر محلول صابون مخلوط کرده تکان دهید و نتیجه را گزارش کنید.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1388/09/07ساعت 14:0  توسط نگین رضوی  | 

مطالب قدیمی‌تر